درخت زندگی
درخت زندگی شبیه یک درخت خانوادگی برای تمام موجودات زنده است که تنوع زیستی حیرت انگیزی را به ما نشان می دهد .به ما نشان می دهد که موجودات زنده از باکتری که کوچک ترین آنهاست و نمی توان بدون ابزار آن را دید ، بزرگترین پستاندار که نهنگ آبی است با یکدیگر ارتباط دارند.
اکنون دانشمندان ۱/۷۵۰/۰۰۰ گونه مختلف موجودات زنده ای را که خصوصیات مشترکی با یکدیگر دارند کشف و نامگذاری کرده اند . اگر هر کدام از این موجودات زنده به وسیله یک برگ ارائه می شدند ، می بایستی ۱/۷۵۰/۰۰۰ برگ بر روی درخت زندگی قرار گیرد . و با وجود نسبتی که همه آن برگها با یکدیگر دارند ، بعضی ها بر روی یک شاخه و بعضی دیگر در فاصله دورتر قرار می گرفتند .
هر بخش از درخت زندگی دارای ارزش خاصی است . اگر مشکلی برای یک شاخه، حتی یک ساقه یا یک برگ ایجاد گردد ، احتمال می رود بر روی کل درخت زندگی تاثیر گذار باشد . احتمالاَ با بالا رفتن از درخت زندگی و کند و کاو شاخه های آن ، به درک بهتری از جایگاه خود بر روی درخت زندگی برسیم. درخت زندگی نوشته راشل استراس
ما انسانها به عنوان یکی از گونه های سلسله جانوران، برگی از این درخت را شکل داده ایم که هم در مقابل هم نوع و هم در مقابل سایر برگها و شاخه های این درخت به عنوان موجودی که بیشترین تاثیر را بر این درخت اعمال می کند هستیم .
بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش زیک گوهرند
چو عضوی بدرد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار
در این سایت بیشتر به تحقیق و پژوهش در مورد گونه انسان در تعامل با هم نوع پرداخته و تاثیرات در مقابل سایر گونه ها را به گذر زمان میسپاریم .
انسانها را می شود درختانی فرض کرد که در دنیا کاشته شده اند ، در واحد ها و مقیاسهایی مانند قاره ها ،کشورها ،شهرها ،خانواده ها … که در همه این واحد ها تنها چیزی که امروزه کمتر مورد توجه بوده و از اهمیت بالایی نیز برخوردار است نسلهای انسانی است .
انسان امروزی بیشتر در واحدهایی چون کشور ، شهر و یا خانواده اسیر شده و کمتر فراتر از این اندیشه نموده و همین عدم بلند نظری است که شاهد دنیای اینچنین هستیم . دنیایی مملو از نابرابری، جنگ، تفرقه و …
نسلهای انسانی در دنیای امروز بیشتر از هر زمان دیگری به همفکری و تعامل در مقابل هم نیاز دارند فارغ از واحدهای کشور،شهر و خانواده.
نسلها ردپایی از خود در تاریخ به جا می گذارند. امروز همه ما نسلی از این نسلهاییم پس شایسته است طوری زندگی و رفتار کنیم که شایسته قدردانی نسلهایی باشیم که یا بوجودآورندگان ما هستند یا ما بوجودآورندگان آنها هستیم و الگویی باشیم ماندگار در صفحات تاریخ نسلها.
با توجه بیشتر به مسائل تربیتی و آموزشی خانواده ها و نیم نگاهی به اجتماع و نسلهای انسانی می شود نسلی داشت که فراتر از خود بیندیشد و نسلها را جدای از خود نداند و تنها در این صورت می شود نسلها و جوامع ای آرمانی داشت . no name 2009
