الگوپذیری در علم اندوزی

انسان از بدو تولد به طور فطری شروع به یادگیری می کند و آموزش های اولیه جهت ادامه حیات را فرا می گیرد ( همچون سایر حیوانات) . محیط از اصلی ترین عوامل نوع آموزش است چه در حیوان و چه در انسان .
انسانهای نخستین شاید بتوان گفت که در تشابه نسبتاً زیادی با سایر حیوانات ،ادامه حیات دادند و کم کم و با گذشت زمان و برای رفاه بیشتر اقدام به یادگیری هایی برای حفظ جان و نسل خود نمودند .
این روند تا زمان زیادی طول کشید و پس از آن جمعیت بیشتری به وجود آمد و انسانها تصمیم به بوجود آوردن جوامع بزرگتر برای در امان ماندن از حمله حیوانات و قبایل دیگرگرفتند و وارد دنیای بزرگتری شدند .
این جوامع با توجه به عمر آن جامعه و نحوه آموزش و یادگیری به سمت تکامل و پیشرفت گام نهادند و در این مسیر آن جوامعی که نیروی فکری و نخبه بیشتری را در بطن خود پرورش دادند توانستند به پیشرفت و تعالی دست یابند و الگو و سرمشق دیگر جوامع گردند. آنها با پیشرفت در علوم و در جهت گسترش و نفوذ بر دیگر جوامع که دیگر در مرزبندیهای جغرافیایی کشور نامیده می شد تصمیم به تاسیس مراکز علمی و دانشگاهی گرفتند .
لزوم ایجاد این مراکز علمی و دانشگاهی برای اکثر کشورها حائز اهمیت بود و هست .چرا که در این مراکز با توجه به آموزشهای ارائه شده افرادی آموزش دیده، تربیت می شدند که کشور را به سمت پیشرفت در زمینه های مختلف کمک می کرد . و هر چه این مراکز در کشوری قدمت و بازده بالاتری داشت آن کشور به مراتب به پیشرفت بیشتری دست می یافت .
برای توضیح بیشتر ، زمان تاسیس دانشگاهها در کشورهای مختلف را به اختصار به قلم استاد سید محمد رضا هاشمی زاده از استادان با سابقه جامعه شناسی درجنوب ایران (دشتی ـ خورموج ) را درج می کنیم .
« آکادمی افلاطون ۳۸۷ قبل از میلاد در یونان
دانشگاه قسطنطنیه ۸۴۹ میلادی روم شرقی
دانشگاه تالاندا قرن ۵ قبل از میلاد در هند
دانشگاه جندی شاپور دوره ساسانی در ایران باستان
نظامیه بغداد قرن ۵ هجری قمری در بغداد
بولوفیای ایتالیا ۱۱۰۰ میلادی در ایتالیا »
این دانشگاه ها از دانشگاههای اولیه انسان بودند که در گذرتاریخ به ثبت رسیده اند و اغلب با کشورگشایی ها و جنگهایی که رخ می داد عمر علمی شان به اتمام می رسید .
اما دانشگاهها دیگر به قلم همین استاد :
دانشگاه ماساچوست در امریکا تاسیس ۱۸۶۱ میلادی
دانشگاه برکلی کالیفرنیا تاسیس ۱۸۶۸
دانشگاه شیکاگو در آمریکا ۱۸۹۰ میلادی
دانشگاه برینستون در ایالت نیوجرسی آمریکا ۱۷۴۶ میلادی».
با نگاهی به تاریخ آغاز به کار دانشگاهها در دنیا و علی الخصوص آمریکا که از الگوهای اصلی کشور ما در راه اندازی دانشگاههاست می بینیم که اولین دانشگاه رسمی کشورمان در سال ۱۳۱۳ آغاز به کار نمود که این یعنی بطور میانگین بیش از دویست سال بعد از آمریکا .
الگوپذیری مراکز علمی و دانشگاهی ما از این کشور شاید در سالهای آغاز به کار این دانشگاهها ۱۳۱۳ شمسی ، به سبب یکسانی سیاست سیاستمداران دو کشور به سود کشورمان به نظر می آمد. اما با سرنگونی حکومت شاهنشاهی در ایران این وضعیت تغییر کرد و این مراکز به تدریج به سمت تغییر گام برداشت اما این تغییرات خیلی جزیی بود که به مرور پیدایش دانشگاههای دیگر مثل دانشگاههای اسلامی و حوزه ها را به همراه داشت .
دانشگاه ها در راه این تغییر ( واگذاری الگوها) ، بدلیل شروع دیرهنگام تغییرات و وجود استادانی که خود بر آمده از همین دانشگاه ها بودند و عمدتاً از الگوهای خود دفاع می کردند نتوانست بر این امر فائق آید .
امروزه اگر ما در سطوح مختلف جامعه تحصیل کردگانی می بینیم که در تضاد با فرهنگ و سنن ایرانی اسلامی اندکه دلیل عمده این تضادها الگوهایی است که آنها دارند . این تضاد ها و مخالفتها امروزه در ایران مورد توجه قرار گرفته است و مخالفتها و تنشهایی را موجب گردیده که می توان گفت این امر از سالها پیش مورد توجه مخالفان جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور بوده و هست و برنامه ریزان و سیاستمدارانی در پشت این سیاستها قرار داشته و دارند .
با توجه به اهمیت این مساله باید روشنفکران و نخبگان و اساتید دانشگاهها و مراکز علمی کشور با وقوف کامل بر این موضوع ،مدافع ارزشهای انقلابی و اسلامی این مرز و بوم بوده و در واگذاری الگوهای فریبنده غربی در زمینه های مختلف و علی الخصوص علمی کمر همت گماشته و بستر علمی مناسب را برای نسلهای نوآموز فراهم نموده که باز هم تاکید می شود که این میسّر نیست مگر که خود در تغییر الگوها موفق باشند .

نظر دهيد